ساناز جعفری نیا، تنها فرزند شهید که حالا 40 ساله و دانش آموخته از دانشگاه علم وصنعت است به مناسبت سالگرد پدر شهیدش در گفت وگو با خبرنگار حیات گفت: پدرم بعد از اتمام دوران کارشناسی در مرکز آموزش افسری نیروی دریایی در سال 54 با مادرم، صدیقه شرفی که در زمینه ی روانشناسی کودک تحصیل می کرد و از خانواده ای مومن و اصیل تهرانی بود، ازدواج کرد. آنها پس از ازدواج برای گذراندن تحصیلات تکمیلی به انگلستان عزیمت کردند.
وی در ادامه این گفت وگو از بازگشت خانواده اش، بعد از اتمام تحصیلاتش به ایران گفت: آنهاپس از بازگشت به ایران ساکن خرمشهر شدند و پدرم به کار عملیاتی در زمینه دریایی پرداخت. با وجود اینکه خانواده وی خارج از ایران زندگی می کردند، ولی پدرم به دلیل حس وطن پرستی در ایران ماند و مادرم به دلیل احترام به عقاید همسر نسبت به خدمت به وطن او را همراهی کرد. باشروع جنگ تحمیلی و ویران شدن شهر خرمشهر، به تهران آمدیم.
ساناز جعفری نیا، پدرش را فردی مسئولیت پذیر، آرام و از منظر دوستان و همکاران فردی بسیار وفادار و امین وکلا مقید به اصول اخلاقی خانواده توصیف کرد.
وی خاطرات دوران کودکی اش را با پدر این طور بیان کرد: علاقه ی خاصی به من داشت و حتی در اوج عصبانیت هم به من اخم نمی کرد.
جعفری نیا از آخرین شب حضور پدر این گونه یاد می کند : یکم دی ماه، شب تولد پنج سالگی من در حالیکه همه چیز آماده بود، پدرم که آن زمان کاپیتان و رئیس امور دریایی بندرانزلی بود، برای ماموریت هدایت کشتی "بریز" که حامل شکر، از کشور انگلستان به بندر امام خمینی بود، از بندر انزلی به تهران و از تهران با پرواز سریع به بندر امام خمینی رفت. کاپیتان هایی که آن موقع در آن جا حضور داشتند، می گفتند: فردی که قرار بود هدایت کشتی را تا بندر امام خمینی(ره) انجام دهد، چند روز قبل انصراف داد و پدرم با اینکه می توانست کسی را برای هدایت کشتی انتخاب کند، خودش داوطلبانه این مسئولیت را بر عهده گرفت و گفت: در توان من نیست کسی را به ماموریت خطرناکی بفرستم و خودم نروم، او به دلیل احساس مسئولیت و از خود گذشتگی و وطن پرستی با وجود اصرار های کاپیتان های دیگر برای نرفتن به این ماموریت، کسی را انتخاب نکرد و خودش به این ماموریت رفت و در 1 دی ماه سال 1362 بر اثر حملات هوایی و توپخانه ای دشمن، در منطقه ی خورموسی به شهادت رسید.
بعد از شهادت پدرم، والدین مادرم که بسیار با ایمان بودند و از امکانات مالی خوبی هم برخوردار بودند و نسبت به پدرم احساس دین می کردند، مسئولیت من و مادرم را به عهده گرفتند.
این فرزند شهید، موفقیت های زندگی اش را حاصل فداکاری های مادری مهربان دانست که درفروردین سال 1389 به علت بیماری سرطان به رحمت ایزدی پیوسته است .
وی در پایان این گفت وگو گفت: مردم و به ویژه نسل جدید باید بیشتر قدر شناس خون شهدا باشند.
ساناز جعفری نیا، دختر شهید در گفت وگو با حیات :
پدرم فردی مسئولیت پذیر، امین و مقید به اصول اخلاقی خانواده بود
شهید خسرو جعفری نیا، در 22 آذرماه سال 1329، در خانواده ای مرفه و 5 نفره در تهران متولد شد، پدرش علیرضا و مادرش کبری نام داشت. وی که فرزند اول خانواده بود، 1 خواهر و2 برادر داشت.